سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

150

تاريخ ايران ( فارسى )

راه چاهقوره به نائبند و تون سفر ميكردند و بالنتيجه با مطابقت و عينيت جادهء اخير الذكر كه من در 1893 ميلادى از همين جاده صحراى لوت را از شمال بجنوب طى كرده‌ام موافق ميباشم ، هرچند در اينقسمت هم قاطع باشم نيستم . ماركو بعد از توصيف تونوكين كه ميگويد آن داراى دهات و قصبات قشنگ زياد مىباشد . چنار مشرق يا درخت آفتاب را كه « ما مسيحيان آن را اربرسك « 1 » ميناميم » وصف كرده است . من به قلّت اشجار در ايران اشارهء مخصوص كرده‌ام و به همين جهت است كه ديده مىشود درختى كه بدون آب و آب يارى از زمين بالا آمده رشد و نمو مىكند محترم يا باصطلاح نظر كرده شناخته شده تودهء مردم به اين نوع درختها معمول است توسل ميجويند و نذر ميكنند كه اگر حاجت و مرادشان برآورده شد گوسفندى برده پاى آندرخت قربانى كنند و بعد از تكه و پارهء لباس خود براى اينكه علامت باشد بدرخت مزبور وصل ميكنند و بدين ترتيب آندرخت پس از چندى منظرهء غريبى پيدا كرده و صورت عجيبى به خودش ميگيرد . تون جزو ناحيهء قهستان بوده و آن‌چنانكه در فصل پيش گفته شد از طرف سرداران هولاگو خان در اردوكشى برعليه اسماعيليه بباد غارت رفت و شايد بدينواسطه - است كه ماركوپولو بعد از ذكر « زنان فوق العاده قشنگ » آنجا شرحى از « شيخ الجبل » سخن رانده كه ما آن را در فصل پنجاه و دوم از قول سياح و نيزى نقل كرديم . احتمال دارد كه اينجا بواسطهء اينكه در نسخهء خطى باز و خالى بوده لذا ديده مىشود كه از سفر اين جهانگرد معروف به طرف جلو گزارشى داده نشده است كه قاعدتا بايد از سرخس و نيشابور گذشته و محل بعدى كه از آن اسم برده ساپورگان يا شيرقان واقع در تركستان افغان است . بهرحال چون ماركو در اينموقع از مرزهاى ايران كنونى گذشته است لذا ما او را عجالتا توديع مينمائيم . احمد 683 - 680 ه ( 1284 - 1281 ) مرگ اباقا سبب شد كه دسايس و فتنه‌هائى برخاسته و در آخر تگودار اوغلو برادر ايلخان متوّفى بجاى او انتخاب و از ارغون پسر بزرگ اباقا صرف‌نظر گرديد . تگودار كه از پيش برسم

--> ( 1 ) - Arbresec